کودک ناشنوا

یکپارچگی حسی در رشد کودکان
خرداد ۲۱, ۱۳۹۸
دسترسی ارتباطی چیست ؟
تیر ۶, ۱۳۹۸

کودک ناشنوا در مقابل کودکی که ناشنوا شده است

گرچه درباره اصطلاحات در این کتاب بسیار بحث شده است اما هنگام مشاهده ی رشد مهارت های ارتباطی کودک ، ما باید به فراتر از افت شنوایی او توجه کنیم. کودک دچار افت شنوایی به تربیت شنیداری یا گفتاردرمانی بیشتر نیاز دارد او فردی پیچیده است که نیازمند برقراری ارتباط جهت برآوردن نیازهای اساسی خود می باشد.تأخیرهای رشدی در بسیاری زمینه ها ، ناشی از رشد نامتناسب با سن مهارت های ارتباطی است. تأخیر در رشد برقراری ارتباط بعلت افت شنوایی ، باعث تأخیر در رشد مهارت های زبان گفتاری می گردد.

هدف اصلی آسیب شناسان گفتار و زبان و شنوایی شناسان تسهیل رشد بسیاری از جنبه های ممکن برای کودک در دوره متناسب با سن است. عوامل مورد توجه در رشد ارتباطی کودکان شامل حوزه هایی مانند رشد شناختی ، رشد حرکتی و رشد روانی اجتماعی و مسائل زبان شناختی و حسی می باشد علاوه بر این ویژگی های مورد ارزیابی شرایط فرهنگی و محیطی زندگی کودک نیز اهمیت دارد.

کودک ناشنوا از والدین ناشنوا ، کودک ناشنوای آفریقایی آمریکایی از والدین شنوا ، و کودک ناشنوای لاتین از والدین ناشنوا دارای ارتباط کلامی هرکدام ویژگی های محیطی و پیش زمینه ی متفاوتی دارند که بر چگونگی راهکارهای درمانی متناسب و معقول تاثیرگذار است.

کودکان نسبت به جهان اطراف خود و پذیرش نقاط قوت و ضعف خود در برقراری ارتباط از محیط خودآگاهی بسیاری کسب می کنند. محیط های آموزشی که تفاوت های این کودکان را می پذیرند ، موجب رشد و پرورش این کودکان می شوند. برای حمایت از کودکان ناشنوا در مدرسه های مختلط متخصصان راهکارهایی برای پذیرش بیشتر و بهتر این کودکان از سوی معلمین بکار می گیرند تا کم شنوایی آنان به عنوان یک تفاوت و نه یک اختلال پذیرفته شود.

تولید و درک گفتار

علی رغم اینکه بحث درباره اهمیت نسبی ژنتیک و محیط در توانا یی های ذاتی کودک برای تولید گفتار و توانایی شنیدن و فهم گفتار همچنان ادامه دارد همچنان رشد گفتار وتوانایی فهم آن به هم وابسته اند و کودک شنوا از بدو تولد صداسازی را آغاز می کند و این صداسازی ها در ابتدا بعنوان راه های ارتباطی کودک هستند . کودک در بدو تولد ، گریه ی ابتدایی را به صورت نامشخص برای تمام نیازهایش ( مثل درد ، گرسنگی ) به کار می برد و در پایان ماه دوم بین این گریه ها تمایز ایجاد می کند و برای ابراز نیازهای مختلف الگوهای گریه ی متفاوتی را به کار می برد. کودک شنوا از آغاز سه ماهگی شروع به تولید صداسازی هایی ( بیشتر شامل واکه ها و همخوان های عقبی ) می کند.به تدریج این صداسازی ها با شروع قان و قون بین سه و شش ماهگی هجاهای بیشتری را دربرمی گیرد (اولر ، ۱۹۸۰ ).

شواهدی نیز وجود دارد که کودک شنوای یک ماهه از پیش قادر به تشخیص تفاوت های شنیداری ویژه بین واحدهای گفتاری می باشد.ایماس ، سیکلند ، جوز شیک و ویگوریتو (۱۹۷۱) نشان دادند

که نوزادان یک ماهه میتوانندهمخوانهای /p/  و /b/  را براساس تفاوت های زمان شروع واگذاری از یکدیگر تمیز دهند. نوزادان حتی صدای اطرافیان خود و ویژگی های  نواختی زبان محیط خود را تمیز می دهند و شواهد بسیاری دال بر توانایی نوزاد برای ارتباط صدایی معنادار اولیه بر پایه درک آهنگ ، تاکید و تقطیع هجایی وجود دارد.

کودک در شش ماهه اول به زبان محیطی علاقه نشان می دهد و می تواند بسیاری از طبقه های آوایی زبان محیطی را دسته بندی کند ( کوهل) . و اما هیچ شاهدی دال بر طبقه بندی واکه ای کودک شنوا در شش ماهگی جهت شکل دهی زبان خاصی وجود ندارد.

شواهدی نیز مبنی بر ارتباط میان توانایی های تولیدی و درکی نوزادان وجود دارد.این ارتباط در توانایی تقلیدی کودک به بهترین شکل منعکس می شود.نوزادان می توانند بیانات چهره ای و حرکت دست بزرگسالان را تقلید کنند ، و نوزادان چهار تا شش ماهه توانایی تقلید الگوهای صدایی /i/  و /a/  را دارند (کوهل وملتشاف ،  ۱۹۸۲) . شواهد دیگری وجود دارد که نوزادان می توانند بسامد پایه ی بزرگسالان را در دو و پنج ماهگی تقلید کنند.

کودک شنوا بین سه تا شش ماهگی شروع به تولید زنجیره های طولانی اصوات و هجاها می کند . این صداسازی ها شامل قان و قون تکراری است ( برای نمونه بابا ، ماما ) که آغاز دوره ی قان و قون است . قان و قون مقدمه ی رشد گفتار است و شواهد حاکی از این است که میان صداسازی های قان و قون کودکان شنوا و رشد صداسازی های پیشرفته ارتباط قابل توجهی وجود دارد. به طور خلاصه تحقیقات گسترده نشان می دهد که نوزادان شنوا از پیش توانایی تولید و درک واحدهای گفتاری پایه را دارند و این دو زمینه مرتبط به هم هستند . قان و قون ، آغاز رشد زبان گفتاری نشان می دهد.

با توجه به اهمیت اولیه ی درک و تولید گفتار (یا گفتار مانند ) ، کودک کم شنوا تفاوت های قابل توجهی در درک و تولید گفتار با همسالان شنوای خود دارد . مطالعات اولیه ی صداسازی نوزادان ناشنوا نشان می دهد که صداسازی های آنها کودکان شنوا از ابتدایی ترین مراحل قان و قون نمایان می شود . ( ماویلیا ، ۱۹۷۲ ).

تحقیقات دیگری نشان می دهد که تفاوت های اولیه در صداسازی های نوزادان ناشنوا به طور قابل توجهی وجود دارد . ( اولر ، ایلر وول و کارنی ، ۱۹۸۵ ) . با توجه به ارتباط مشخص میان شنوایی و تولید گفتار ، این وضعیت تعجب آور نیست.

رشد نوبت گیری و تمایل ارتباطی

رشد نظام ارتباطی از نوزادی با تعامل میان مادر و کودک آغاز می شود ( هاینز وشولمن ، ۱۹۹۸) برای نمونه ، زمانیکه مادر شیرده نوزاد را نوازش و با او صحبت می کند . وقتی که نوزاد شیر می مکد ، مادر سکوت می کند و زمانی که نوزاد سکوت می کند ، مادر با نوزاد صحبت می کند و او را لمس می کند . تعامل میان این دو ، اساس نوبت گیری را در برقراری ارتباط شکل دهی می کند . اگر کودک در این دوره زمانی شنوا نباشد ، رشد آگاهی نظام نوبت گیری که زبان بر مبنای آن شکل می گیرد تحت تأثیر قرار می گیرد .

افت شنوایی کودک حین این تعامل های اولیه ، برارتباط او با مادر تأثیرگذار است . پیوند مادر و کودک فرایندی در حال تکوین است که با رشد ارتباط بین دوطرف پیشرفت می کند ( هاینز وشولمن ، ۱۹۹۸ ) . همچنانکه درجامعه انسانی برقراری ارتباط ، پایه ای است که این تعامل و ارتباط های دیگر براساس آن شکل می گیرد . اما زمانیکه کودک افت شنوایی قابل توجهی دارد ، تلاش های ارتباطی مادر را نمی شنود . بنابراین اگر کودک از هر طریق ، ممکن های مورد انتظار را پاسخ ندهد تعامل مادر را از بین می برد.کاهش تقویت ارتباط ، چرخه ای را آغاز می کند که پیوند مادر و کودک را محدود می کند . این وضعیت در روابط دیگران از جمله همسالان نیز صادق است . تأثیر ارتباط های آسیب دیده بر رشد کودک ( رشد روانی اجتماعی ، اعتماد به نفس و مهارت های ارتباطی ) بسیار مهم تلقی می شود ( بنچ ، ۱۹۹۲ ) والدین کودکان ( از تولد تا شش ماهگی ) تمام اصواتی را که کودک تولید می کند به عنوان راه های ارتباطی تعبیر می کنند ( بیتس ، ۱۹۷۶ ) . برای نمونه ، اگر کودک آروغ بزند ، مادر می گوید « وای دل درد داری ؟ » و پدر نیز همیشه زمانیکه نوزاد چیزی را درخواست می کند یا منظور خود را منتقل می کند به او واکنش نشان می دهد. کودک در حدود شش ماهگی به طور ارادی منظور خود را منتقل می کند و حوزه ی ارتباطی خود را گسترش می دهد . برای نمونه ، کودک با حرکت دست چیزی را در اطراف درخواست میکند ( به چیزی در اطراف اشاره می کند ) که مادرش آن را به او می دهد. در این زمان ، کودک اصوات تولیدی خود را نیز گسترش می دهد و در نهایت ( حدود یک سالگی تا هیجده ماهگی ) بیان اولین واژه را شروع می کند.

کودکان ناشنوا نیز برای برقراری ارتباط از حدود شش تا هشت ماهگی شروع به نشان دادن حرکات دست می کنند. و برای آنان محیط کلامی ( محیطی که زبان اشاره به کار نمی رود ) نسبت به کودک شنوا استفاده از حرکات دست را به شیوه های پیچیده تر و سازمان یافته تر اما با تأخیر شروع می کند ( مک آنالی ، رز وکوئیگلی ، ۱۹۹۴ ) . این کودکان اولین واژه های گفتاری را بسیار دیرتر از کودکان شنوا بیان می کند.

کودکان ناشنوا با والدین ناشنوا که از زبان اشاره ای استفاده می کنند شیوه های اشاره ای را به عنوان نخستین راه های برقراری ارتباط گسترش می دهند که بعدها همزمان با رشد اولین واژه های گفتاری تبدیل به واژه های زبان اشاره ی می شود ( والتر ، ارتنیگ ، ۱۹۹۴) .

کودکان شنوا و ناشنوا در سال اول زندگی ، چهارچوبی را برای مفاهیم مربوط به جهان اطراف ایجاد می کنند. این مفاهیم در فعالیت های روزمره کودک مثل بازی گسترش می یابد.

برای نمونه ، کودک برای حمام رفتن کارهای معمول زیر را فرا می گیرد :

  • از پله ها بالا می روند.
  • به حمام می روند.
  • همراهی می کند تا لباس های او را از تنش بیرون بیاورند.
  • شیرآب را باز می کنند.
  • کودک را زیر آب می گیرند.
  • یک اسباب بازی به کودک می دهند تا با آن بازی کند.
  • کودک را می شویند.
  • کودک را از وان خارج و بدنش را خشک می کنند.
  • لباس کودک را می پوشانند.

سرانجام کودک زبان را با فعالیت در حال وقوع ارتباط می دهد . بازی کودک با انواع مختلف اسباب بازی نیز فرصتی جهت یادگیری و درک چگونگی رخ داد این امور در جهان ، فراهم می آورد.

کودکان ناشنوا بسیاری از این فعالیت ها را تجربه می کنند اما واژگانی برای بیان آگاهی خود از این فعالیت یا امور و فعالیت های دیگر پیرامون خود دراختیار ندارند . در مقاله ها در مورد اینکه آیا کودکان ناشنوا همانند کودکان شنوا بازی میکنند و همان مفاهیمی را که کودکان شنوا میفهمند درک می کنند یا خیر مباحثی مطرح گردیده است . از آنجا که بسیاری از روش های تحقیق مستلزم این است که کودک زبان را بشناسد و کودان ناشنوا در خردسالی مبانی زبان را فرانگرفته اند ، نتایج این تحقیقات مورد تردید است.

فقدان ارتباط موثر برای کودکان ناشنوا با والدین شنوا بر روابط والدین با کودک تاثیر می گذارد. این وضعیت و تاثیر اجتماعی و عاطفی آن بر کودک در برقراری ارتباط خانواده هایی که کودکان کم شنوا دارند ، تأثیر گذار است ( روزتی ، ۱۹۹۶) . براساس اطلاعات حاصله ، عدم وجود نظام ارتباطی موثر و زبان مشترک بین کودکان کم شنوا و والدین یا خانواده بسیار پیچیده است و تاثیری بسیار وسیع تر از آنچه تصور می شود را ایجاد می کند . نحوه ی برقراری ارتباط والدین مکمل اجزای اساسی دیگر رشد کودکان می باشد.کودکان برای شناخت خود و جهان اطراف از طریق برقراری ارتباط با والدین اطلاعات را دریافت کند.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *