راه های پرورش فرزندانی فوق العاده

هوش هیجانی
مرداد ۲۷, ۱۳۹۸
تشخیص ، برنامه ریزی و درمان اختلالات گفتار – زبان
شهریور ۲۵, ۱۳۹۸

هر شخص در مرکز صحنه ی نمایش قرار می گیرد.

 

به طور مختصر ، توجه به هر شخص می تواند اعتماد به نفس او را بالا ببرد . به هر فرد در خانواده پنج تا ده دقیقه وقت بدهید تا در مرکز صحنه ی نمایش قرار گیرد . آن ها می توانند هر چیزی را که می خواهند ، انجام دهند یا بگویند ؛ خواندن آواز ، گفتن داستان ، خواندن شعر ، توضیح بازی بیسبال ، شعبده بازی ، گفتن جوک و غیره . حضار به هیچ وجه نباید انتقاد کنند ، فقط می شنوند ، نگاه می کنند ، می خندند و دست می زنند . احساس خوبی است که تمام اعضای خانواده فقط برای شما آنجا باشند و شما بتوانید خودتان را به طور کامل ابراز کنید .

 

اعتماد به نفس در مکالمه

 

آموختن مهارتی جدید ، سپس توانایی استفاده از آن ، باعث می شود کودکان به خودشان افتخار کنند . یک مهارت تازه و جالب ، داشتن دایره واژگانی پویا و در حال رشد است که تمام خانواده بتوانند باهم روی آن کار کنند . هر هفته ، کلمه ای را انتخاب کنید و روی یخچال بچسبانید . کلمه را چندین بار تلفظ کنید تا کودک تلفظ آن را یاد بگیرد . معنای کلمه و چگونگی استفاده از آن را در یک یا دو جمله به او بگویید . بازی این است که دست کم روزی یک بار در مدرسه ، محیط کار یا خانه و در مکالمات تان این واژه را به کار ببرید . سپس به همه بگویید که چگونه از آن استفاده کردید و به خودتان یک امتیاز بدهید . هرچه بیشتر این کلمه را به کار ببرید ، بیشتر امتیاز می گیرید . در پایان هر ماه ، هر کس بیشترین امتیاز را بگیرد (( قهرمان بزرگ لغت )) شناخته می شود .

 

کارت های هدف

 

هرکدام از افراد خانواده یک کارت فیش برداری داشته باشد . در یک طرف هدف را بنویسید و در طرف دیگر گام هایی که برای به انجام رساندن آن هدف برخواهید داشت . به گام هایی که برای رسیدن به این هدف خاص نیاز دارید فکر کنید یا درباره اش حرف بزنید . در پایان روز ، یا هفته ای یک بار ، در قسمت پایین کارتی که هدفتان را نوشته اید ، بنویسید در راستای انجام هدفتان چه کارهایی کرده اید و تاریخ بزنید . بنابراین خواهید دید که چگونه در جهت کامل کردن آرزویتان کار کرده اید . شاید بخواهید به طور همزمان بیش از یک کارت هدف داشته باشید ؛ به ویژه که بعضی اهداف در یک هفته انجام میشوند و بعضی دیگر سالها طول می کشند . این کار به پرورش عادت فکر کردن درکودکان کمک می کند که چه جهتی می خواهند بروند و چه کاری می خواهند انجام دهند . همچنین به آن ها نشان می دهد گام هایی که باید به طرف یک هدف بردارند ، چقدر به آن ها کمک می کند تا به آن هدف برسند .

 

طرح هایمان را برنامه ریزی کنیم

 

کودکان معمولا تا اواخر نوجوانی به طور کامل متکی به خود نمیشوند . تا آن زمان ، نیاز به کمک و هدایت بزرگسالان دارند . آنها نیاز دارند راهکارهای برنامه ریزی را بیاموزند و ببینند چگونه والدینشان تعیین هدف می کنند و به آنها می رسند . یک تقویم بزرگ برای کودکانتان بخرید و آنها را تشویق کنید که مطالب زیر را در آن بنویسند : موعد مقرر گزارش های مدرسه ، مواقع خاص که باید کاری در مدرسه انجام داد ، تیم های ورزشی شان ، تک نوازی ها ، تعطیلات مدرسه و غیره .

هنگامی که کودکانتان با پروژه ای بزرگ از مدرسه برگشتند ، درباره اش سوال کنید : بنابراین می توانند چگونگی رسیدن به آن را برنامه ریزی کنند . مثال : نوشتن یک گزارش : « چه نوع گزارشی باید باشه ؟ اگه این کتاب تو کتابخونه نباشه چی ؟ اگه آخر هفته ی دیگه مجبور بشی بری بیرون چی ؟ »

روی تقویم بنویسید که درباره ی گزارش چه کارهایی و چه موقعی باید انجام شود . آموزش تقسیم وظایف بزرگ به اهداف کوچکتر به کودکان کمک می کند و به آن ها ابزاری می دهد که برای باقی عمرشان از آن استفاده کنند .

 

قصه ی سرگرمی خودتان

 

داشتن سرگرمی بسیار مهم تر از آن است که حتی درباره اش فکر کنید ؛ احساسی از کامل بودن و آرامش به انسان می دهد و به تنهایی قابل اجراست . سرگرمی ها به کودکان می آموزند که چگونه خودشان را سرگرم کنند ، چگونه علاقه مندی به چیزی را ایجاد کنند و چگونه این علاقه شان را با دیگران سهیم شوند . اگر کودک شما سرگرمی شخصی مثل گوش دادن به موزیک ، جمع کردن کلکسیون ، مطالعه کردن ، نقاشی ، سرودن شعر ، گل آرایی ، عکاسی و غیره ندارد ، زمانی را به معرفی و آشنا کردنش با این مفهوم اختصاص دهید . یک راه خوب برای شروع این است که قصه ی خودتان را که پشت سرگرمی تان است برای او تعریف کنید . به او بگویید که چگونه شروع کردید ، چه کسی به شما کمک کرد ، چه چیزی را درباره ی آن دوست دارید ، وقتی آن را انجام می دهید چه احساسی دارید و چه چیزی از آن آموخته اید . وقت بگذارید و درباره ی محدوده ی علاقه مندی های کودکتان با او صحبت کنید . با همدیگر سرگرمی ای انتخاب کنید که او دوست دارد و کمک کنید که آن را شروع کند . به خاطر داشته باشید کودکانتان از شما الگو برداری می کنند ، بنابراین اگر تمام روز بنشینید و تلویزیون تماشا کنید ، آن ها هم همین کار را خواهند کرد !

 

کودکان وقت دارند

 

کودکان وقت دارند علایقشان را گسترش دهند . اما این کار به تشویق از جانب والدین نیاز دارد . کار والدین این نیست که تمام وقت کودک را پر کنند . به همین ترتیب ، کودکان باید بیاموزند برای خودشان انگیزه ایجاد کنند و از وقتی که دارند در راه های مثبت استفاده کنند . برای شروع به هرگونه علاقه مندی که به نظر می رسد ان ها دارند ، چیزی که درباره اش صحبت می کنند ، سوالاتی که می پرسند و آن چیزی که قیافه شان را تغییر می دهد ، توجه کنید . بحث آزاد راه بیندازید و کارهایی که دوست دارند انجام دهند ، هرچه بیشتر کشف کنید . خوب گوش کنید ، سپس علاقه مندی هایی را که مناسب آنهاست کنتارهم بگذارید . وظیفه ی شما این است که تشویق و حمایتشان کنید و با مهیا کردن وسائل موردنیازرشان به آنها کمک کنید ، مهارت ها را آموزش دهید و اگر نیاز است نظارت کنید ، به آنها دلخوشی دهید و انجام کار را امری مهم جلوه دهید .

 

مواجه شدن با احساسات

 

همه ی ما هر روز با احساسات زیادی مواجه می شویم ؛ مثل احساس خستگی ، عصبانیت ، خوشحالی ، ترس و غیره . با کودکان در تمام سنین « مواجه شدن با احساسات » را بازی کنید تا به آن ها کمک کند احساساتشان را شناسایی و درباره اش صحبت کنند . کاغذ و ماژیک یا مداد آماده کنید و آماده ی کشیدن نقاشی شوید . هرکس دایره ای بزرگ که صورتش را نشان می دهد بکشد . یک احساس را که در آن روز داشتید انتخاب و روی دایره تان بکشید . هنگامی که همه نقاشی شان را تمام کردند ، می توانید در تجربه ای که موجب خلق آن احساس شده است باهم سهیم شوید . هرچه بیشتر احساسات یکدیگر را بشنویم و بفهمیم ، خودمان و افرادی را که با آن ها زندگی می کنیم بهتر می شناسیم.

 

آموختن پاسخ خوب

برای همه ی ما اتفاقاتی می افتد که احساسات ما را جریحه دار می کند و ما می خواهیم درباره ی آن چیزی بگوییم اما نمی توانیم . همه به موقعیتی که پاسخ آن مشکل است ، فکر می کنند یا آنرا به وجود می آورند : گروهی از بچه ها که به من توهین می کنند ، معلمی که می گوید باید بعد از مدرسه بمانم ، رئیسم اخراجم کرده و امثال اینها . موقعیت ها را روی کاغذ بنویسید و سپس در یک کلاه بیندازید . هرکس یک موقعیت را از داخل کلاه بردارد . آن را دور بچرخانید و بگذارید هرکس موقعیت را بلند بخواند و بگوید که اگر او بود چه کار می کرد . اگر نمی داند چه کار میکرد ، می تواند بگوید « کمک » و دیگران ایده هایشان را پیشنهاد دهند . شنیدن چگونگی پاسخ به یک موقعیت مشخص به کودکان شهامت انجام آن را در موقعیت مشابه می دهد .

 

کلمات احساس خوب و احساس بد

 

بعضی کلمات احسای خوب دارند ، مثل « متشکرم » ، « دوستت دارم » ، « چه تصمیم عالی ای » و « تو خیلی باهوشی » . کلماتی مثل « بی شعور » ، « چته ؟ » یا « تو نمی تونی هیچ کاری رو درست انجام بدی » احساسات را جریحه دار می کنند ، شاید بخواهید آن ها را « کلمات مثبت » و « کلمات منفی » بنامید . این بازی را انجام دهید . یک نفر کلمات مثبت و یک نفر کلمات منفی را بیان می کند و هرکس می گوید که این کلمات چه احساسی به او داده است . دور بچرخید و یک درمیان کلمات مثبت و منفی را بگویید و بعد همه احساساتشان را باهم در میان بگذارند . تا جاییکه می توانید احساساتی را که هر گروه از کلمات ایجاد می کنند پیدا کنید . بعد از این بازی ، استفاده از کلمات مثبت را که به همه احساس خوبی می دهد به جای کلمات « منفی » که باعث می شود آن ها بی انرژی شوند هدف خانوادگی قرار دهید . اگر کسی در خانه از کلمات « منفی » استفاده کرد ، حتما به چگونگی جریحه دار شدن احساسات اشاره کنید . شاید حتی بخواهید بگویید « کلمات منفی در این خانواده ممنوع ! »

 

جعبه ی مکالمات خانوادگی

 

هر شخص بعد از یک وعده غذای خانوادگی یا وقتی همه حضور دارند ، ایده ای را که دوست دارد تمام اعضای خانواده درباره ی آن بحث کنند ، بنویسد ؛ هر عنوانی در اخبار ، موضوعی که در مدرسه آموختند ، کارهای پیشنهادی در تعطیلات ، کنار آمدن با یک زورگو در مدرسه ، یک موضوع اخلاقی یا هرچیزی که تمام خانواده بتوانند درباره ی آن صحبت کنند . تمام نظرات را تا کنید و در یک جعبه قرار دهید . یک ایده را بردارید و برای ده دقیقه گفت و گویی خانوادگی درباره ی آن داشته باشید ، شنونده ی خوب بودن را تمرین کنید ، به نظرات و ایده های دیگران احترام بگذارید و حرف کسی را قطع نکنید . اگر همه از این برنامه لذت می برند ، هرشب یک ایده را انتخاب کنید و درباره ی آن گفت و گو کنید . یک جعبه ی مکالمات خانوادگی بگذارید و هروقت توانستید ایده ای به آن اضافه کنید . وقتی با ماشین مسافرت می کنید ، حتما جعبه ی مکالمات خانوادگی را با خود ببرید .

 

آموختن نه گفتن

 

هیچ کس دوست ندارد درباره ی لمس بد به فرزندش چیزی بگوید . به عنوان والدین ، احتمالا احساس می کنید با گفتن اینکه در دنیا آدم های بدی هستند که ممکن است به آن ها صدمه بزنند ، دنیای کودکتان را کمی سیاه تر می کنید ، پس چه کار میکنید ؟ بروشورها و کتاب های زیادی درباره ی این موضوع نوشته شده است و در مدرسه هم توضیحاتی به بچه ها می دهند . در اینجا مهم ترین نکات برای به خاطر سپردن می آید :

سر صحبت را درباره ی مهم ترین نکته باز کنید . به کودکتان گوش کنید و درباره ی چیزهایی که به شما می گوید ، شوکه نشوید وگرنه صحبتش را ادامه نمی دهد . کودکان شما نیاز دارند که بدانند فارغ از آنچه می گویند یا اتفاقی که افتاده است ، شما به هرحال آن ها را دوست دارید و باید به شما در این باره اعتماد کنند . درباره ی بدنشان با آن ها باز و راحت صحبت کنید تا دستپاچه نشوند . به آن ها بیاموزید که هیچ کس حق ندارد آن ها را لمس کند . خاطرنشان کنید که می توانند به هرکس در هر زمان بگویند که نمی خواهند لمس شوند ، حتی اگر فقط یک در آغوش گرفتن باشد .

روی اعتماد در خانواده کار کنید در نتیجه همیشه کودکتان را باور می کنید . اگر آن ها به هر شکلی احساس راحتی نکنند ، لابد چیزی درست نیست و این وظیفه ی شماست که رسیدگی و از آن ها محافظت کنید ، مهم نیست که چقدر هزینه دارد .

 

تجربه ی حس ها

 

شخص نابینا می تواند حواس لامسه ، چشایی ، بویایی و شنوایی را به درجه ی بالاتری تجربه کند . برای بستن چشم نیمی از اعضای خانواده چند روسری بیاورید . هر شخص یک یار دارد که می تواند ببیند . این یار ، شخص را در این سفر حسی هدایت می کند . خلاق باشید و چیزهایی مثل حس کردن آب جاری ، چشیدن خوراکی های شیرین ، ترش ، گرم یا سرد و لمس تنه ی درخت ، علف یا یک حیوان نرم را امتحان کنید . چیزها را نزدیک بینی اش نگه دارید و ببینید آیا می تواند با بو کردن حدس بزند آن ها چیستند ؟ این فعالیت را به آرامی و با حسی از شگفتی و ماجراجویی انجام دهید . الان وقت کلک زدن به همدیگر نیست . برعکس ، زمان آموختن اعتماد است . نقش ها را عوض کنید تا همه فرصت بازی را داشته باشند .

 

چه چیزی اشتباه است ؟

 

بعضی روزها از بعضی روزهای دیگر بهتر است . روزی هم پیش می آید که چیزهایی ما را اذیت می کند ، خوب است که به طریقی آن ها را از خود دور کنیم . به کودکان بیاموزید با کسی که معمولا بهترین است گفت و گو کند اما اگر امکانش نیست ، درباره ی آن بنویسد . یک جعبه ی کفش که روی درش شکاف دارد و تزیین شده است ، افتخار دریافت شکایت های نوشته شده را دارد . این جعبه را بیرون در ورودی منزل قرار دهید . هدف این است که خانه را به عنوان یک جای آرام و صلح آمیز ببینیم ، جایی که احساساتمان از راه های ممکن بیان می شوند ، جایی که اعضای خانواده مثل دوست باهم رفتار می کنند . بنابراین ، به جای آنکه یک روز بد را روی خودتان یا یکی از اعضای خانواده خالی کنید ، بهترین چیزی را که می توانید بنویسید و آن را دم در بگذارید.

 

رفتار محترمانه با دیگران

 

کودکان با نگاه کردن به رفتار بزرگسالان می آموزند که چگونه با دیگران رفتار کنند . پرسیدن این سوال از خودتان همیشه کمک خوبی است : « اگر با یک مهمان یا دوست در موقعیت مشابه قرار می گرفتم چگونه رفتار میکردم ؟ » به عبارت دیگر ، وقتی می بینید که کودکتان سخت مشغول کاری است ، شاید بهتر باشد به جای اینکه بخواهید فورا بیاید ، چند دقیقه به او فرصت دهید . به همین ترتیب دفعه ی بعد که شما به شدت درگیر کاری بودید و آن ها به شما احتیاج داشتند ، خواهند دانست که چگونه با این موقعیت کنار بیایند . کودکان با نگاه کردن به رفتار والدینشان با دیگران ، می آموزند که محترمانه رفتار کنند . اگر شما به خودتان اجازه می دهید هرطور که  می خواهید با خدمتکار ، منشی ، مدیر بانک و دیگران صحبت کنید ، کودکتان نیز مانند شما رفتار خواهد کرد . کودکان در خانواده شان احترام گذاشتن را می آموزند پس الگوی خوبی باشید .

 

ایجاد حس و حال

 

شما فرصت دارید حالات مختلف را در منزلتان ایجاد کنید . هنگامی که موسیقی کلاسیک نواخته شود حال و هوایی متفاوت از وقتی که موسیقی راک نواخته می شود دارید . رفتن به پیک نیک حس و حالی متفاوت نسبت به خوردن شام در فضایی آرام همراه با شمع ایجاد می کند . یک شب مفرح احساس متفاوتی نسبت به خوردن شام در فضایی آرام همراه با شمع ایجاد می کند . یک شب مفرح احساس متفاوتی نسبت به یک شب جدی با بحث سیاسی خانوادگی ایجاد می کند . از عصاره ی خلاقیت تان استفاده کنید و به عنوان یک گروه ، حس و حالی را که می خواهید برای یک شب ایجاد کنید ، انتخاب کنید . تصمیم بگیرید چه کارهایی و توسط چه کسانی باید صورت بگیرد . وقتی شب موردنظر فرا رسید ، مطمین شوید که همه همکاری کرده اند . از حس و حالی که ایجاد کرده اید لذت ببرید . هراز چندگاهی مشابه این برنامه را اجرا کنید تا تمام اعضای خانواده فرصت انتخاب حس و حال جدید را داشته باشند .

 

نگو نکن

 

از آنجایی که تصمیم گرفته اید رفتار بهتر را به کودکانتان آموزش دهید ، چرا درس هایتان را از طریق رفتار خوب نشان نمی دهید ؟ فرمان های منفی مثل « آرنجت را روی میز نگذار » ، « با تلفن اینطوری صحبت نکن » یا « وسائلت رو دور و بر خانه پخش نکن » جواب نمی دهد ، چرا که کودکان حالت دفاعی می گیرند . یک عملکرد جدید پیشنهاد می شود . با استفاده از فرامین مثبت ، کودک را به رفتارهای مثبت هدایت کنید . برای مثال : « وقتی تلفن را با صدای بلند و واضح جواب میدی ، خوشم میاد » ، « سعی کن چنگالت را اینطوری بگیری » ، « این طوری بهتر به نظر میای » ، « لطفا وقتی با من صحبت می کنی به من نگاه کن » یا « خیلی خوبه دم در به مادربزرگ خوشامد بگی» . هرگاه حس کردید کلمه ی «نکن » به بیرون می خزد ، یک نفس عمیق بکشید و سناریوی قدیمی را دوباره بنویسید . با تغییر دادن رفتارتان به عنوان والدین ، الگوی خوبی برای رفتارهای خوب خواهید بود .

 

نامه های تشکر

 

هنگامی که دوستان و اعضای خانواده از کودکی که به او هدیه داده اند یا به او مهربانی کرده اند نامه ی تشکر می گیرند ، لبخند می زنند . یک سبد پر از کارت ، پاکت نامه ، ماژیک و مداد را در جایی که به راحتی در دسترس باشد بگذارید تا هروقت کسی خواست ، از آنها استفاده کند . بعد از مهمانی تولد یا تعطیلات با کودکانتان بنشینید و به آن ها کمک کنید تا نامه ی تشکر بنویسند . به چند نکته درباره ی نامه های تشکر توجه کنید : بیشتر از دو یا سه جمله نباشد ، آن ها را چند روز تا یک هفته پس از دریافت هدیه تان بفرستید ، در نامه بگوید که هدیه چه چیزی بوده است و چرا از آن سپاسگزارید ، و اگر هدیه پول بوده ، بنویسید ، اجازه دهید به شما دیکته کند و شما بنویسید و او تصویرش را نقاشی کند . کارت هایی که خودتان با کامپیوتر طراحی کرده اید مناسب هستند ف به هرحال به نظر می رسد کارت های دست نویس بیشتر شخصیت خود کودک را نشان می دهد .

 

مقابله با ترس هایتان

 

کودکان از بسیاری چیزها می ترسند : تاریکی ، هیولا ، تنها ماندن ، دزد ، طوفان و غیره . وقتی بیرون تاریک است و ذهن شما درگیر ان می شود ، بسیار سخت است که شجاع باشید . در اینجا چند ایده به شما پیشنهاد می شود که کودکتان را به شجاع بودن تشویق می کند :

  • در تاریکی بازی کنید . یک کاغذ بزرگ به کودکتان بدهید و از او بخواهید در تاریکی ، جایی که تمام چراغ ها خاموش است نقاشی کند . شما با او در اتاق بنشینید و بعد از اتمام هر نقاشی چراغ ها را روشن کنید . باهم به نقاشی بامزه و جالب بخندید .
  • گرگ و بره بازی کنید . قوانین باید بسیار ساده باشد که کسی آسیب نبیند . اثاثیه را برای ایجاد یک فضای امن جابه جا کنید . این بازی بسیار آرام است ، هرکسی فقط دستش را دراز می کند و دیگری را لمس می کند .
  • چراغ ها را خاموش کنید و بگذارید کودکتان اشیایی را که جمع آوری کرده اید لمس کند و حدس بزند که آن ها چه هستند .
  • یک هیولای مهربان بکشید که از کودکتان در مقابل یک هیولای ترسناک دفاع می کند . همچنین نوشتن جمله ی « ورود هیولا ممنوع » و نصب آن روی در ورودی کمک می کند .
  • وقتی طوفان می شود ، ادای آن را درآورید . مثل باد هوهو کنید و مثل رعد صدا دربیاورید و مثل باران شرشر کنید .

 

قضاوت هایتان را داخل بطری بیندازید

 

رنجش و تنفر معمولا با قضاوت شروع می شود : « خواهرم خیلی شلخته است ، همیشه اتاق رو شلوغ می کنه » ، « مامانم نمی ذاره مثل بقیه ی بچه ها روی پای خودم بایستم » ، « ما برای بابا مهم نیستیم ، تمام چیزی که براش مهمه فوتبال بازی کردنشه » > تا وقتی قضاوت های « بد » یا « خطا » درباره ی اعضای خانواده وجود دارد ، رنجش و تنفر اتفاق می افتد . به جای جار زدن قضاوت تان نسبت به کسانی که از دستشان عصبانی هستید ، آن را روی کاغذ بنویسید و در یک بطری بیندازید ( همه می توانند از یک بطری استفاده کنند ) . بطری با گردن باریک بهتر است ، چرا که قضاوت ها نمی توانند بیرون بیایند . وقتی کاغذ قضاوت تان را در بطری می اندازید فرصت دارید که درباره اش فکر کنید . حقیقت معمولا چند روز بعد از آن به ذهنتان می رسد و اجازه می دهد قضاوت تان را از دیدگاهی متفاوت ببینید . اگر بعد از یک هفته هنوز درباره ی قضاووت تان همان گونه فکر می کنید ، با هدف هماهنگ شدن با آن شخص صحبت کنید .

 

پروژه صبر

 

تنها راه آموختن صبر ، تمرین است . برنامه هایی را که نیاز به صبر دارد برای انجام هفتگی تنظیم کنید : بیرون بروید و برای یک پرنده غذا بریزید و صبر کنید تا بیاید و آن را بخورد ، دانه هایی بکارید و برای رشدشان صبر کنید ، چیزی بسازید که کامل کردنش چند روز وقت می خواهد ، یک داستان دنباله دار بنویسید ، ماهیگیری کنید ، به دیدن پرنده ها بروید ، به پیاده روی بروید و دنبال نوعی برگ خاص بگردید ، نان درست کنید و تمام روز صبر کنید تا ور بیاید . وقتی کودک شما برای چیزی که می آید و می گذرد صبورانه انتظار می کشد ، این نگرش را به دست می آورد که وقوع بسیاری از چیزها در زندگی زمان می برد .

 

مفهوم مسئولیت

 

هنگامی که کودکان بتوانند اهدافی را تنظیم کنند و سپس از مهارت های حل مسئله برای رسیدن به هدف استفاده کنند ، مفهوم مسئولیت را آموخته اند . انجام دادن کارهای منزل از دوسالگی به کودکان می آموزد که چگونه هم در خانه و هم در مراقبت از خودشان مسئول هستند . بسیار مهم است که کار با سن هماهنگی داشته باشد و والدین برای آموزش چگونگی انجام آن کار وقت بگذارند . چند ایده ی کاری را در اینجا می بینید :

  • دوتا سه ساله ها : مسواک زدن ، خاموش کردن چراغ ها وقتی از اتاق بیرون می آیند ، جمع کردن اسباب بازی ها .
  • چهارساله ها : شستن و خشک کردن دست ها ، به تنهایی لباس پوشیدن ، بیرون آوردن اسباب بازی ها از وان حمام ، غذا دادن به حیوان خانگی ، آوردن روزنامه .
  • پنج تا شش ساله ها : مرتب کردن تختخوابشان ، آوردن نامه ها ، آبیاری گلدان ها ، جمع کردن لباس ها و کنار گذاشتن آنها ، آوردن بشقاب ها سر میز و بردنشان به آشپزخانه ، خالی کردن سطل آشغال .
  • هفت تا نه ساله ها : برنامه ریزی و انجام تکالیف و مرتب کردن لباس هایشان ، وجین باغچه ، مراقبت از حیوان خانگی ، تمیز کردن حمام ، شستن و شامپو کردن خودشان ، آماده کردن ناهار خودشان ، گردگیری ، جاروبرقی کشیدن .
  • ده تا دوازده ساله ها : آشپزی ساده ، چمن زنی ، خرید کردن از بقالی ، مراقبت از خواهرها و برادرهای کوچکتر ، مرتب کردن کشوها و کمد لباس های خودشان .

بگذارید کودکان در برنامه ریزی برای کارها و زمان انجام آنها مشارکت کنند . یک جدول کاری تنظیم کنید و وقتی همه با آن موافقت کردند ، آن را اجرایی کنید . هنگامی که کار یا وظایف کودک تعریف شده و مشخص باشد ، مسئولیت پذیری برایش ساده تر خواهد شد .

 

 

پاداش های غیر منتظره بدهید

 

پاداش غیرمنتظره زمانی اتفاق می افتد که کودک شما کار خوبی را بدون آنکه از او خواسته شده باشد انجام داده است : « تو تمام اتاق را بدون اینکه بگویم تمیز کردی ، پس من هم تو را می برم دوچرخه سواری کنی » . از آنجایی که کودک به ازای کار خوبی که کرده است توقع چیز خوبی را نداشته ، پس با باج دادن فرق می کند . یعنی شما رفتارهای خوبی را جست و جو می کنید و آن ها را با تعریف و تمجید یا پاداش های غیرمنتظره پاسخ می دهید . اگر عادت کنید که رفتار خوب را به جای رفتار بد جست و جو کنید و به آن پاداش بدهید ، توجه تان را معطوف ساختن چیز بهتری کرده اید . هرکار خوبی نباید یک پاداش بزرگ داشته باشد ، اما کلمات مثبت لازم دارد. امروز ، دنبال رفتارهای خوب کودکتان که بدون یادآوری انجام داده است بگردید و سپس پاداش غیرمنتظره بدهید . از اینکه می بینید کودکتان بدون یادآوری ، کارهای خوب بیشتری انجام می دهند شگفت زده خواهید شد .

 

قیافه های ناراحت

 

بسیار مهم است وقتی مشکلی داریم ، به یاد بیاوریم که خنده شفا می دهد . همچنین داشتن این آگاهی مهم است که احساسات ناراحت کننده وجود دارد . یک راه جالب که می توان خندید و همزمان آگاه بود که احساسات ناراحت کننده حقیقی هستند این است که تجسم کنید وقتی احساس ناراحتی می کنید قیافه تان چطوری به نظر می آید . دور هم در یک دایره بنشینید ، یک نفر شروع کند و قیافه ی ناراحت کننده به خود بگیرد و نفر بعد قیافه ی او را تقلید کند و آن را به نفر بعدی نشان دهد . تقلید قیافه های ناراحت ادامه دارد تا نوبت دوباره به نفر اول برسد . هر فردی این فرصت را پیدا می کند که قیافه ی ناراحتش را نشان دهد . خندیدن ، به خصوص وقتی زندگی سخت است ، اشکالی ندارد .

 

 

حل مشکل با همدیگر

 

گاهی مشکل به صورت مسئله ای حل نشده بین خانواده باقی می ماند . مشکل فعلی خانواده را انتخاب کنید : وقت غذا را از دست می دهند ، کسی می آید یا می رود ، مسائل نگهداری خانه ، تقسیم کارهای خانه و غیره ، مشکل را اعلان کنید و بگذارید همه ی اعضا ایده هایشان را درباره ی حل آن مشکل ارائه دهند . شاید اظهارنظر داشتند ، بگذارید تک تک افراد بگویند که به نظرشان کدام ایده بهترین راه حل است . درباره ی راه حل ها صحبت کنید تا درباره ی یک راه که همه می خواهند آن را بیازمایند ، توافق کنید . امتحان کنید ، اگر جواب داد ، جشن بگیرید ، اگر نه به فهرست اولیه ی راه حل ها برگردید و راه حل دیگری را امتحان کنید .

 

بگذار یه یاد بیاوریم

 

هنگامی که شخصی می میرد ، معمولا برای یادبود او می توان کارهایی انجام داد . دور هم جمع شوید و زندگی آن فرد را به یاد بیاورید . چرا هر از گاهی یک مراسم یادبود کوچک در خانه نداشته باشیم تا کسی را که دوست داشتیم به یاد بیاوریم ؟با روشن کردن شمع به احترام آن شخص شروع کنید . هر چیزی که از او دارید ، عکس ، داستان ، هر چیزی که مال او بوده و شما دارید ، نامه ها ، هدایایی که از او گرفتید و غیره را بیاورید . درباره ی کارهای جالبی که باهم انجام دادید ، تعطیلاتی که باهم رفتید ، موفقیت های مهمی که کسب کردید ، عبارات مورد علاقه اش ، تکیه کلام هایش ، فیلم ها ، کتاب ها ، غذاها و امثال اینها که دوست داشته ، بگویید . با سهیم شدن در این موارد با یکدیگر ، آن شخص را در جمع خود داشته باشید . اگر شخصی فوت کرد و یکی از اعضای خانواده نتوانست برای مراسم تدفین حضور داشته باشد ، می توانید با برگزار کردن این یادبودها جبران کنید .

 

جمع کردن دستور جلسه

 

آنچه انتخاب میکنید تا در جلسه ی خانوادگی امروز درباره اش صحبت کنید ، برنامه ی خانواده را در هفته های آینده مشخص می کند . یک دفترچه تهیه کنید تا بتوانید دستور جلسات خانوادگی را در آن ثبت کنید . جالب است که برگردیم و به عناوینی که برای بحث انتخاب کرده ایم نگاه کنیم . ده سال بعد ، مطمئنا کودکان وقتی می بینند که تمام جلسات خانوادگی مربوط می شد به اینکه چرا نمی توانند بعد از مدرسه آب نبات بخورند ، دعوای خواهر و برادرها یا اردوهای تعطیلات تابستانی ، می خندند . همچنین این کار به کودکان کمک می کند تا درک کنند برای ارتباط به عنوان یک خانواده باید تلاش کنند ، و نیز تلاش هایی را که در خانواده شده است در بزرگسالی شان یادآوری می کند .

 

زمانی برای باسازی خلاقانه در نظر بگیرید

 

همه ی ما به بخش های خلاق بیرونی برای احساس شادی در زندگی مان نیاز داریم . گاهی ، وقتی زندگی خیلی شلوغ می شود ، خلاق بودنمان را فراموش می کنیم . در زمان به عقب برگردید . بنشینید ، چشم ها را ببندید و نفس عمیق بکشید . به زمان بچگی تان برگردید و به خاطر بیاورید اولین باری را که از  ابراز خلاقیت تان درباره ی چیزی که گفتید ، انجام دادید ، ساختید یا باعث شدید ، احساس شادی کردید . لحظاتی در این خاطره باقی بمانید و سپس در زمان حرکت کنید و از یک تجربه ی خلاق به خاطره ی خلاق بعدی بروید تا نهایتا به زمان فعلی در زندگی تان برسید . آیا زمانی در زندگی تان هست که ابراز خلاقانه تان را متوقف کردید ؟ اگر بله ، چرا ؟ هم اکنون در زندگی تان چگونه انرژی خلاقتان را ابراز می کنید ؟ کمی وقت بگذارید و در این باره که چگونه برای خلاق بودنتان وقت پیدا میکنید ، فکر کنید و به خاطر داشته باشید که پختن یک غذا ، تزیین میز یا اتاق و داستان پردازی ، همه به حساب می آیند .

 

 

عنصر غافلگیری یا سورپرایز

 

غافلگیر کردن می تواند روز معمولی را به روزی خاص تبدیل کند ؟ آخرین باری که همسرتان را غافلگیر کردید کی بود ؟ می دانید چه نوع غافلگیری لبخند را به لب هایش می اورد ؟ عجیب ترین ، غیرمحتمل ترین یا دوست داشتنی ترین نوع غافلگیری را که خوشحالتان می کند ، با هم سهیم شوید ، اجازه دهید تصورات تان آزادانه حرکت کنند . چند هفته بعد از این بحث جالب یک برنامه ی غافلگیری طراحی کنید . چه راه جذابی است برای لذت بردن و تشکر از یکدیگر !

 

داستان خودت رابگو

 

همان طور که خواهرها و برادرها بزرگ می شوند ، چیزهای مشابه را تجربه می کنند : اولین روز مدرسه ، یادگرفتن دوچرخه سواری ، ورزش خاصی را انجام دادن ، اولین شب در هوای آزاد خوابیدن ، داشتن یک معلم و غیره . جالب است که به عنوان گروه دور هم جمع شوید و درباره ی آن ها صحبت کنید و تجربه ای را که بیشتر کودکان داشتند ، انتخاب کنید و بگذارید هرکس داستان خودش را از تجربه ی منحصر بفردش تعریف کند . همان طور که کودکان قصه شان را می گویند ، بقیه می فهمند که سهیم شدن در وقایع کاملا مشابه با تجربه های متفاوت امکان پذیر است . چیزی درباره ی نقطه نظر شخصی می آموزند و این نکته پررنگ می شود که اگرچه در زندگی از طریق ذهن خودشان تعریف و ترجمه می شود ، افراد متفاوت چیزها را متفاوت می بینند و این همان نقطه نظر شخصی انهاست . یک موضوع جدید را انتخاب کنید و داستان های جدید بگویید . این روش فوق العاده ای است که کودکان همدیگر را بهتر بشناسند و بیاموزند اختلاف نظرها را بپذیرند .

 

به آنچه کودکتان واقعا فکر می کند گوش کنید

 

تا حالا به فکر مصاحبه با کودکتان برای دانستن نظراتش درباره ی چیزها افتاده اید ؟ از کودکتان بپرسید آیا برای مصاحبه وقت دارد . شاید حتی بخواهید یک میکروفون یا دستگاه ضبط صدا مثل یک مصاحبه ی واقعی داشته باشید ! سوالاتی مثل اینها بپرسید : وقتی بزرگ شدی می خواهی چه کاره شوی ؟ آیا فقط یک کار را می خواهی انجام بدهی یا کارهای مختلف را ؟ آن ها چه هستند ؟ فکر می کنی بخواهی ازدواج کنی و خانواده ای تشکیل دهی ؟ اگر بله چرا و اگر نه چرا ؟ چگونه با کودکانت رفتار می کنی ؟ دلت می خواهد کجا زندگی کنی ؟ می خواهی چه جور خانه ای داشته باشی ؟ آیا سفر می کنی ؟ به کجا ؟ دوستان و همسایه هایت چگونه هستند ؟ آیا سرگرمی خواهی داشت ؟ حیوان خانگی خواهی داشت ؟ دوست داری دنیا چگونه باشد ؟ حتما به خاطر بسپارید که این نوار را کجا نگه می دارید . زیرا هدیه ای جالب برای تولد بیست و یک سالگی اش خواهد بود .

 

ایجاد قوانین خانوادگی

 

هر خانواده قوانینی دارد ، آیا تمام افراد خانواده آن ها را می دانند ؟ یکی از جلسات خانوادگی را برای صحبت ، توافق و تهیه ی فهرستی از قوانین خانوادگی اختصاص دهید . بیشترین تلاشتان را بکنید تا مطمئن شوید همه قوانین را فهمیده اند و درباره ی آن توافق دارند . قوانین خانوادگی اعلان هایی هستند که نشان می دهند هر چیزی در خانواده شما « قرار است چگونه پیش برود . » برای مثال : شام ساعت ۶ عصر خورده می شود ، همه باهم شام می خورند ، همه با آرامش شام می خورند ، بعد از غذا ، خودمان ظرف هایمان را جمع می کنیم ، در حین غذا خوردن تلویزیون ممنوع است ، به حریم دیگران احترام می گذاریم و غیره . فهرست قوانین را جایی بچسبانید که همه بتوانند آن را ببینند یا برای هرکس یک کپی آماده کنید تا در اتاقش بچسباند . آگاهی از قوانین موجب شادتر شدن زندگی گروهی می شود .

 

قصه گویی با کلمات مورد علاقه

 

با استفاده از کلمات مورد علاقه ی هر نفر برای تعریف و بسط داستانی استفاده کنید و از جلسه ی قصه گویی لذت ببرید . به این شکل که همه با یک قلم و کاغذ دور میز می نشینید . هر نفر یکی از کلمات مورد علاقه اش را می گوید و همه آن را می نویسند . هنگامی که ده کلمه گفته و نوشته شد ، شروع کنید به قصه گفتن . هرکس چند دقیقه در ذهنش با استفاده از این ده کلمه داستانی بنویسد . هنگامی که همه آماده شده اند ، شروع به تعریف کردن داستانتان کنید . می توانید داستان ها را بنویسید یا در حین گفتن آن ها را بسازید .

 

آرزوهای خوب

 

« اگر یک سکه پیدا کردی ، برش دار ، تمام روز خوش شانسی میاری ! » در طی سالیان ، سکه نماد خوش شانسی شده است . آرزو کردن روی یک سکه و دادن آن به اعضای خانواده نشان می دهد که به آن ها اهمیت می دهید . یک ظرف شیشه ای را از سکه پر کنید ، این می تواند بانک آرزوهای شما باشد . شروع به ایجاد و استفاده از این رسم در مواقع بخصوص کنید . مواقعی مثل تولد ، فارغ التحصیلی ، اولین روز مدرسه ، موفقیت ها یا پاداش های خاص ، کار جدید ، نامزدی یا عروسی . هنگامی که « وقت آرزوی سکه ای » می شود ، همه ی کسانی که می خواهند آرزوی خوب بکنند ، یک سکه از بانک آرزوها بر می دارند و آن را به فرد موردنظر می دهند و همزمان آرزوهایشان را می گویند . حتی می توانند از این سکه های آرزو به فردی که مریض ، دل شکسته یا ترسان است یا نیاز به تشویق و حمایت دارد ، بدهند . اگر افراد خانواده تان دور از هم زندگی میکنند ، چرا یک سکه ی آرزو با پست برایشان نمی فرستید ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *