دسترسی ارتباطی چیست ؟

کودک ناشنوا
خرداد ۲۲, ۱۳۹۸
هوش هیجانی
مرداد ۲۷, ۱۳۹۸

دسترسی ارتباطی چیست ؟

دسترسی ارتباطی به عنوان راه هایی تعریف می شود که از طریق آنها فرد می تواند اطلاعات را برای یادگیری و تعامل چهره به چهره با دیگران دریافت کند . دسترسی به ارتباط های روزمره برای کودک ناشنوا و شنوا در ابتدا از طریق شنوایی و بینایی حاصل می شود . اگرچه هردو الگوها را می توان به کار برد اما از نظر اهمیت نسبی این الگوها تفاوتی اساسی میان کودکان ناشنوا و کم شنوا وجود دارد . کودک ناشنوا به طور معمول ، جهت ایجاد ارتباط بیش تر به بینایی اتکا می کند اما کودک کم شنوا می تواند تا حدودی صدا را بشنود و بنابراین جهت برقراری ارتباط از شنوایی بیش تر استفاده می کند ، بااین وجود این کودکان نیز نسبت به کودکان شنوا جهت برقراری ارتباط اتکای بیشتری بر بینایی دارند.

جهت اطمینان از توانایی کافی کودک در برقراری ارتباط ، برخی موارد بررسی می شوند . اول اینکه کودک باید از حداقل میزان شنوایی و بینایی برخوردار باشد تا بتواند جهت برقراری ارتباط به اطلاعات دسترسی پیدا کند . البته توانایی بینایی و شنوایی مناسب به تنهایی برای برقراری ارتباط موثر کودکی ناشنوا یا کم شنوا کافی نیست.کودک باید دانش زبانی از نوع ارتباطی نیز داشته باشد که بر مسیر شنوایی یا بینایی خاصی متکی است . و برای نمونه ، اگر بینایی کودک طبیعی باشد اما فاقد دانش زبان گفتاری باشد ، گفتار خوانی برای کسب اطلاعات کافی نیست . دانش ناکافی یا ناقص از زبان اشاره (ASL) نیز توانایی کودک در دسترسی مناسب به این شکل زبانی را محدود می سازد.شخصی که کودک با او ارتباط برقرار می کند نیز باید دانش زبانی کافی از زبان ارتباطی که کودک به کار می برد ، داشته باشد تا اطمینان یابد ارتباط برقرار شده است . اگر زبانی دیداری مانند اشاره زبان ارتباطی مورد انتظار باشد ، افرادی که کودک با آنها ارتباط برقرار می کند باید به میزان کافی بر زبان اشاره مسلط باشند تا او بتواند بافت زبانی متناسبی در این شرایط داشته باشد . در نهایت ، بسیاری از عوامل محیط کودک می توانند بر دسترسی او به اطلاعات تأثیر گذار باشند . مواردی مانند شلوغی محیط زمانیکه کودک بر شنوایی متکی است یا محیطی که از نظر بینایی حواس پرت کن است زمانیکه او بر گفتار خوانی یا اشاره متکی است می تواند تأثیر منفی بر توانایی کودک در دسترسی به اطلاعات ایجاد کند .

 

راهبردهای متمرکز بر کودک

روش هایی که هم بر کودک و هم بر محیط زندگی او تمرکز دارند ، دو دسته هستند . هویت کودک به عنوان فردی ناشنوا ، سخت شنوا یا دارای آسیب شنوایی ، امری ضروری است ( بیشتر افراد در جامعه ی ناشنوا و سخت شنوا ، اصطلاحات ناشنوا و سخت شنوا را بیش از آسیب دیده ی شنوایی ترجیح می دهند ، چون به نظر می رسد اصطلاح اخیر بر نقص ها و محدودیت های فرد تمرکز می کند ). اگر به کودک آموزش داده شود یا از او انتظار رود که به عنوان فردی شنوا شناخته شود ، به احتمال خیلی زیاد او به عنوان فردی با شنوایی « از دست رفته » شناخته خواهد شد و

در عوض ، پیشنهاد می شود که کودک بتواند هویتی سالم را به عنوان فردی ناشنوا یا سخت شنوا رشد دهد . این فرآیند با کمک به کودک در رشد آگاهی از توانایی هایش و حوزه های مستلزم پیشرفت در زمینه ی یک فرد کامل بودن به دست می آید و تمرکز بر گوش ها و دهان کودک را کاهش داده و الگو را بر خود او به عنوان یک یاد گیرنده ، برقرار کننده ی ارتباط و یک فرد قرار می دهد . هنوز ، توجه مداوم به ویژگی های افزایش آگاهی او از ضعف ها و توانایی های ارتباطی اش وجود خواهد داشت . اما این کار فقط به عنوان بخشی از درکی که او از خود بعنوان فردی کامل ایجاد نموده و سپس انجام می دهد به حساب می آید . بر پایه ارزیابی همه جانبه و مداوم کودک ، آسیب شناس گفتار و زبان براساس توانایی ها و حوزه های نیازمند پیشرفت و توسعه ، مهارت ها و توانایی های او را برای برقراری ارتباط با تنوعی از روش ها و شرکاء ارتباطی پرورش می دهد . این روند نه تنها درمان را خاص می سازد ، بلکه برای پاداش دادن و فرصت دادن برای بروز توانایی های کودک در همه حوزه ها مدنظر قرار می گیرد . و سرانجام فراهم نمودن فرصت هایی برای به کاربردن این مهارت ها در شرایط مختلف برای افزایش اطمینان و خودباوری در برنامه خواهد آمد .

راهبردهای متمرکز بر محیط

همچنانکه پیشتر بیان شد ، چنین آغازی با مدنظر قراردادن محیط زندگی کودک است . محیطی که شامل خانه ، جامعه ، و به  ویژه حامیانی مثل شنوایی شناس یا درمانگر گفتار و زبان او است که به عنوان حامی و مربی جامعه ی مدرسه عمل می کنند . محیط مدرسه در تعیین موفقیت یا شکست ، شکل گیری هویت کودک ، نقشی بزرگ ایفا می کند . محیط مدرسه سرشار از ترحم که کم شنوایی کودک را بیماری می داند ، در دیدگاه خود کودک نیز نفوذ پیدا کرده و بر آن تاثیر خواهد گذاشت . از سوی دیگر ، اگر در مدرسه تنوعی از کم شنوایی را باشد و برای کودک فرصت هایی در جهت هنجارکردن تجربه های او فراهم بیاید و توانایی های او نشان داده شود ، این تاثیر می تواند بسیار مثبت باشد . محیط مدرسه اغلب توسط معلمین ، کارمندان و مدیران تعریف می شود بنابراین ، در این روند اصل بر آن است که ، شنوایی شناس یا آسیب شناس گفتار – زبان کار را با کارکنان مدرسه آغاز کند . آموزش درباره ی اهمیت توسعه ی محیطی پرورشی و پشتیبان ، اولین قدم خواهد بود . هنگامی که کارکنان مدرسه این تفکر را درک نموده و آن را پرورش دهند ، می توان راهکارها و روش های بیشتر را به سبک آن محیط مدرسه ی خاص ایجاد نمود . این امر مستلزم افزایش پایه ی معلومات معلم ها ، مدیران ، متخصصان و کارکنان از طریق آموزش ضمن خدمت می باشد . درخواست از بزرگسالان ناشنوای جامعه برای حضور و صحبت در طول آموزش ضمن خدمت برای افراد ، فرصت آشنایی با افراد ناشنوا و سخت شنوا را فراهم می آورد و فرصت تجربه ی مباحث ارتباطی را در اختیار بزرگسالان آن مدرسه قرار می دهد . این کار ، به آن ها در مورد اختیارها ، ملاحظه ها ، مکالمه ها و آداب و رسوم معاشرت با افرادی که افت شنوایی دارند آموزش هایی خواهد داد . در زمان مناسب ، باید رابط ها نیز برای تسهیل ارتباط بین کارکنان شنوای مدرسه و افراد ناشنوای آن محیط وارد شوند . دعوت از افراد مختلف ناشنوا و سخت شنوا برای ملاقات نیز مهم خواهد بود ، زیرا این کار فرصت درک افراد مختلفی از جامعه ی ناشنوا و سخت شنوا را ایجاد می نماید . بدین ترتیب کارکنان مدرسه از درک دو موضوع سود می برند ؛ این که افراد ناشنوا و سخت شنوا به روش های متفاوتی ارتباط برقرار می کنند و آن ها نیز گوناگونی جامعه ی شنوا را از نظر سطوح قومی ، نژادی ، مذهبی ، گرایش جنسی و اجتماعی – اقتصادی و آموزشی منعکس می سازند .

مرحله بعدی تلاش درجهت پذیرش کم شنوایی / ناشنوایی در چهارچوب آموزش چند فرهنگی مدرسه می باشد . چند فرهنگ گرایی بخش مهمی از برنامه ی آموزشی هر مدرسه است و راهکاری سودمند و مناسب برای آموزش افراد در مدرسه درباره کم شنوایی و دستاوردها و تنوع موجود در جامعه ی ناشنوایان می باشد . شنوایی شناس و آسیب شناس گفتار – زبان و نیز افراد ناشنوای آن جامعه ، به فراهم کردن اطلاعات در مورد فرهنگ ناشنوایی و کم شنوایی نیاز خواهند داشت . این کار نیز خود شروعی برای دربرگرفتن دانش آموزان در این فرایند می شود .

بچه ها در همه ی کلاس ها می توانند در مورد افراد ناشنوا و سخت شنوا و فرهنگ آنها آموزش ببینند . اگرچه کلاس های با دانش آموزان ناشنوا یا سخت شنوا ممکن است نیاز به آموزش بیشتر داشته باشند ، اما همه ی مدرسه را می توان ] در این آموزش [  وارد نمود .

استفاده از رابط ها

رابط های آموزشی همانند مترجمان به کار گرفته شده برای گردهمایی و سخنرانی ها ، اجزاء مکمل ( لازم ) این فرایند هستند . این افراد اغلب به عنوان حلقه ی رابطی بین جهان شنوا و ناشنوا عمل می کنند . بسیار مهم است که همه در مدرسه نقش و شرایط لازم برای رابطین را درک کنند . ترجمه کردن برای ناشنوایان ، برخلاف ترجمه به زبان های گفتاری خارجی ، امری بسیار پیشرفته و توسعه یافته است ، و به میزان متفاوتی به شرایط و ترتیب تنظیم شده بستگی دارد . رابطانی که گواهی نامه ملی دریافت کرده اند ملزم به رعایت دستورالعمل های اخلاقی هستند و برای حفظ گواهی خود به ادامه ی آموزش نیاز دارند . دولت های مختلف معیارهای متفاوتی برای رابطان و بویژه رابطان آموزشی دارند . برخی دولت ها ، از سطوح گواهی RID  استفاده می کنند ، در حالیکه سایرین سیستم ها و سطوح خودشان را دارند . سایر دولت ها یا مسئولان ممکن است هیچ سیستم رسمی برای برآورد و به خدمت گرفتن مترجمین آموزشی نداشته باشند .

قواعدی برای کار با رابطان وجود دارد و کاربران نا شنوا و شنوایی که با آن ها کار می کنند هم باید خود با این قواعد آشنا شوند . اینکه نیازهای فردی خاص ، چگونه به برقراری ارتباط افراد ناشنوا مرتبط می شوند موضوع مهمی برای بحث و گفتگو با رابط می باشد . برخی از افراد شنوا می توانند تاحدی اشاره ترکیب شده با صوت را درک کنند و فقط برای برقراری ارتباط بیانی به رابط نیاز دارند . برخی افراد ناشنوا بیان کلامی را برای برقراری ارتباط انتخاب می کنند . هماهنگ کردن انتظارات و نیازها بین شریک های ارتباطی و رابط امری مهم است . رابط انتقال دهنده اطلاعات است و نباید در طول تعاملات ارتباطی به طور مستقیم مورد خطاب قرار گیرد . اغلب ، افراد ناآشنا با این فرایند می گویند « به او بگو … » ( در حالی که به فرد ناشنوا اشاره می کنند ) . می توان از دیدن رابط به عنوان کانال ارتباطی ، اجتناب نمود : اول این که باید تماس چشمی فرد ناشنوا با فردی که تعامل برقرار می کند حفظ شود . قرار گرفتن مترجم نزدیک فرد شنوا جهت حفظ تماس چشمی بیشتر ، فرد ناشنوا یا سخت شنوا با فرد شنوا در حالیکه همزمان رابط را دنبال کند ، کمک کننده است .

استخدام رابطان آموزشی برخی اوقات توسط سیستم مدرسه به عنوان یک رابط / معلم انجام می گردد . در چنین شرایطی که رابط مجبور است تا از نقش خود به عنوان رابط فراتر رود و حمایت مستقیم را برای دانش اموزان فراهم کند ایده آل نیست . این امر برخی اوقات می تواند ارتباط را پیچیده کند و مشکلاتی میان دانش آموز ، رابط و معلم یا درمانگر بوجود آورد . سودمندترین کار این است که آسیب شناس گفتار – زبان ، شنوایی شناس آموزشی ، معلم ناشنوا یا متخصص خواندن ، حمایت اضافی را برای نیازهای دانش آموز فراهم کنند ، رابطان آموزشی همچنین باید از با تجربه ترین و آموزش دیده ترین مترجمین باشند که متاسفانه ، به دلیل محدودیت های بودجه ای ، این امر اغلب مدنظر قرار نمی گیرد . شنیده ها حاکی از وجود شواهدی است که رابطان آموزشی گاهی اوقات بدون داشتن گواهی رسمی یا سطح مهارتی استخدام می شوند ، رابط آموزشی تنها وسیله ی برخی دانش آموزان برای کسب اطلاعات در کلاس درس است و اگر رابط از نظر مهارتی در سطح بالایی نباشد ، کودک و آموزش با مشکل روبرو خواهند شد .

همچنین رابطان برای فراهم آوردن یک محیط آموزشی در دسترس تر و تعاملی تر برای کودک ناشنوا یا سخت شنوا همکاری می کنند . کودک ناشنوا برای بیان آنچه را که می تواند اشاره کند ولی ناتوان از بیان شفاهی آن است اگر از رابط استفاده کند فرصت می یابد که خود و دانش و مهارتش را به بهترین شکل ممکن نشان دهد .

قوانینی برای برقراری ارتباط

باید قوانین ارتباط واضحی در کلاس درس ، به ویژه برای تعاملات گروهی بزرگتر وجود داشته باشد . رابط فقط قادر است در یک لحظه یک کلمه را اشاره کند . بنابراین ، باید قوانین ارتباطی واضحی ایجاد و حفظ شوند تا این که کودک ناشنوا دسترسی مناسبی به آنچه که در کلاس گفته می شود داشته باشد .

« قوانین ارتباطی » هرچه قابل دسترس تر باشند ، بیشتر مورد توجه قرار می گیرند . دسترسی ارتباطی از طریق تقسیم مسئولیت ایجاد خواهد شد. مسئولیت تقسیم مسئولیت ایده ای است که در آن همه ی شرکاء ارتباطی وظیفه ای در فرایند ارتباط دارند زیرا اطمینان از موثر بودن ارتباط ، فقط مسئولیت کودک ناشنوا نیست . کودک یا بزرگسال شنوا در تعاملات یک به یک نیز باید بتواند راهکارهای ارتباطی را برای ایجاد ، حفظ و یا جبران ارتباط به کار گیرند . درمانگر گفتار – زبان یا شنوایی شناس آموزشی می تواند این مهارت را آموزش دهند . همه ی اعضای دارای روابط از مسئولیت تقسیم شده در محیط مدرسه سود می برند . سودمندی اصلی این وضعیت برای کودکی با نقص شنوایی است که در محیطی امن ، راحت و پرورش می یابد .

هنگامی که یک محیط مناسب آموزشی ایجاد شده باشد ، اجتماع مدرسه برای تامین نیازهای تحصیلی ، ارتباطی ، روانی و اجتماعی کودک دارای نقص شنوایی آماده خواهد شد . در این مدرسه دانش آموز ناشنوا یا سخت شنوا قادر خواهد بود تا به طور کامل در همه ی فعالیت های تحصیلی ، اجتماعی و فوق برنامه ای شرکت کند . نظریات اخیر در آموزش از این عقیده حمایت می کند که بچه هایی که در فرایند آموزش و مشارکت داده شده اند ، موفق هستند و تصور مثبت و قوی از خود به دست می آورند .

کودک دارای نقص شنیداری در محیطی مانند آنچه که توصیف شد پیشرفت می کند اما به حمایت بیشتری نیاز خواهد داشت . این حمایت ، بیشتر به شناخت توانایی های کودک و نیز نیازهای یادگیری و ارتباطی کمک می کند . شناخت توانایی های کودک در فرایند تشخیص و پرداختن به حوزه های ]  نیازمند [  پیشرفت ، امری مهم است . این توانایی ها نه تنها برای کودک ایجاد تعادل خواهند نمود ، بلکه خود می توانند برنامه ها و روش هایی برای غلبه یا جبران ضعف ها نیز باشند . تعیین حوزه های نیازمند پیشرفت ، اهدافی را برای برنامه ی آموزش منحصر به فرد دانش آموز (IEP ) فراهم می آورد.

اغلب نقص در درک واضح قابلیت گفتاری خود ، منجر به تجربه ای منفی برای فرد ناشنوا و عدم اطمینان به آسیب شناس گفتار – زبان می شود . تعریف درست تلاش انجام شده توسط کودک ناشنوا یا سخت شنوا در طولانی مدت سودمندتر است .

بدین ترتیب کودکی با تصور درست از خود در حالیکه برای تجربیات بسیار پیش آمده مجهز شده است ، برای رویارویی با جهان آماده خواهد بود . متاسفانه ، برای بسیاری از کودکان دارای افت شنوایی این رویارویی ها شامل همتاها یا بزرگسالان ناشنوا یا سخت شنوا نمی شود ،اما همان طور که پیش تر بیان شد ، تعامل با مدل های نقش بزرگترها و همتاها برای هنجار کردن تفاوت و توسعه ی تصور مثبت از خود ، ضروری است . کودکان دارای افت شنوایی می توانند از تلاش برای افزایش دستیابی به مدل های نقش بزرگسالان و همتاهای ناشنوا و سخت شنوا سود ببرند . داشتن توانایی تعامل با سایر کودکانی که از موانع و احساسات مشابهی برخوردارند به کودکان در پردازش آنچه که تجربه می کنند کمک خواهد کرد . بزرگسالان ] ناشنوا [ به کودکان نیز فرصت دیدن آنچه آن ها می توانند در بزرگسالی باشند را می دهند و دورنمایی را فراهم می کنند که والدین خود آن ها ، نمی توانند ارائه کنند .

راهبردهایی برای افزایش اعتماد بنفس نهایتا ، فراهم آوردن مجموعه ای از فعالیت های سازنده ی اعتماد به نفس که کودک امکان موفقیت در درون و بیرون محیط مدرسه را می دهد ، امری ضروری است . از این رو فرصت های ارائه شده به کودکان دارای شنوایی طبیعی باید برای کودکان ناشنوا و سخت شنوا نیز فراهم شوند . به علاوه ، تجربیاتی که خاص کودکان ناشنوا و سخت شنوا می باشد نیز اهمیت دارد . تجربیاتی که به کودک اجازه می دهد تا از مهارت های ارتباطی اش به شکل موفقیت آمیزی استفاده کند نیز ، به اطمینان و اعتماد به نفس بیشتر منتهی خواهد شد . رابطان و کادر مدرسه و افراد متبحر در زمینه آموزشی ، برای به حداکثر رساندن تجربیات کودک در حیطه توانایی او ضروری خواهد بود .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *