بازی های ۵ دقیقه ای با کودکان

نشانه های اتیسم در سنین مختلف
دی ۲, ۱۳۹۸

بازی ۵ دقیقه ای با بچه ها

بشقاب گردان

همه ی بچه ها به جز یک نفر دور دایره ای به قطر تقریبی دو متر می نشینند . یکی از آنها در میان دایره می ایستد و بشقابی را عمودی می چرخاند و به بالا پرتاب می کند و در همان حال یکی از هم بازی هایش را صدا می زند .

او باید تا آنجا که می تواند خود را به سرعت به وسط برساند و بشقاب را پیش از آنکه به زمین برسد ، در هوا بگیرد . اگر موفق شد ، به جای خود بر می گردد و کودک وسطی دوباره بشقاب را می چرخاند و یکی دیگر از بچه ها را صدا می زند . اگر کسی نتواند بشقاب گردان را در هوا بگیرد جای خود را با کودک میانی تعویض می کند .

دو به دو شدن

بچه ها دو حلقه ی دایره ای تشکیل می دهند ؛ یکی در داخل دیگری . آنها در این حلقه ها طوری می ایستند که روبه روی هم قرار بگیرند و بتوانند یکدیگر را ببینند . کسانی که در یک حلقه قرار دارند دست های هم را می گیرند . وقتی مربی برای شروع بازی علامت می دهد ، بچه های حلقه ی داخلی به سمت چپ و بچه های حلقه ی بیرونی به سمت راست حرکت می کنند .

ناگهان مربی با صدای بلند می گوید : (( ایست ! )) همه از حرکت باز می ایستند و هریک از افراد حلقه ی بیرونی ، دست یکی از هم بازیهای حلقه ی داخلی را می گیرد . اگر کودکی نتواند دست کسی را بگیرد ، بازنده است و باید پیش از شروع مجدد بازی ، جریمه شود . مثلا شعر کوتاهی بخواند یا چهاربار دست بزند .

مسابقه ی علف چینی

بچه ها همگی پابرهنه روی علف می نشینند . هرکس مقابل خود سطل یا چیزی شبیه آن می گذارد . یکی از آنها به عنوان سرگروه انتخاب می شود و با علامتی شروع بازی را اعلام می کند . برای مثال می گوید : ” به جای خود ” یا ” خب ، شروع شد ” و یا عبارت های مشابه دیگر . حالا بچه ها باید تا آنجا که می توانند با پنجه ی پا علف بچینند و در سطل هاب خود بریزند . البته سرگروه هم اگر مایل باشد می تواند در بازی شرکت کند . بعد از پنج دقیقه سرگروه اعلام می کند : ایست ! علف چین ها استراحت می کنند و برنده کسی است که بیشترین علف را در سطل خود جمع آوری کرده باشد .

شکل دیگر بازی : به جای علف ، می توان اشیاء دیگری را با پنجه ی پا گرفت و در سطل ها جمع آوری کرد .

 

ایست !

بچه ها با صدای آهنگی که از ضبط صوت پخش می شود ، حرکات موزون انجام می دهند و طول و عرض اتاق بازی را می پیمایند .مربی ناگهان ضبط را خاموش می کند و صدا قطع می شود ، بچه ها مثل مجسمه های سنگی از حرکت باز می ایستند ولی به محض اینکه موزیک دوباره پخش شود ، به جنب و جوش خود ادامه می دهند .

توضیحات : هنگامی که دستگاه پخش موزیک در اختیار نداشته باشیم مربی شعری را به صورت آهنگین می خواند و یک باره قطع می کند .

مامان مامان ، کجا باید سفر کنم ؟

یکی از بچه ها نقش مادر را به عهده می گیرد. و چند متر جلوتر از دیگران می ایستد . بچه های دیگر که مقابل او به صف ایستاده اند می پرسند : مامان مامان ، من تا کجا سفر کنم ؟

مادر مکانی را نام می برد : یک شهر مثل کلن و یا یک کشور مثلا ایتالیا . کودکی که پرسیده بود ، باید به تعداد سیلاب های نام این شهر یا کشور ، قدم بردارد و به طرف مادر برود . مثلا برای کلن که یک کلمه ی یک بخشی است ، یک قدم و ایتالیا که یک کلمه ی چهاربخشی است ، چهارقدم بر می دارد .

کسی که بعد از پرسیدن چند سوال زودتر از دیگران به مادر برسد ، برنده است و در دور بعدی نقش مادر را بازی می کند .

فوت کردن گلوله ی پنبه ای

بچه ها دور یک میز می نشینند و در وسط آن یک گلوله ی سبک پنبه ای قرار می دهند . با روش ” ده ، بیست ، سی ، چهل ” مشخص می شود که چه کسی اول فوت می کند . طرف مقابل باید مواظب باشد که گلوله پایین نیفتد و آن را با فوت کردن به سوی بازیکن دیگری بفرستد .

جایگزین : می توان به جای گلوله پنبه ای از گلوله کاغذی استفاده کرد . اگر از توپ پینگ پنگ استفاده شود کار سخت تر خواهد شد . زیرا باید بیشتر مواظب باشند تا توپ از روی میز پایین نیفتد .

فوت کردن کاغذ

یک بطری روی میز قرار می گیرد و تعداد زیادی کاغذهای کوچک را به صورت ضربدری روی بطری قرار می دهند . ( کاغذها تقریبا پنج سانتی متر طول و سه سانتی متر عرض دارند ) اکنون بخش مشکل کار آغاز می شود . کاغذهای کوچک باید یکی یکی با فوت از روی بطری پایین بیفتد .

شکل دیگر بازی : به جای کاغذ ، برگ های خشک درخت روی بطری قرار میگیرند و با فوت کردن در یک ساقه ی کاه که لوله ای شکل است ، برگ ها را پایین می اندازند .

بازی مرغ و تخم مرغ

یکی از بچه ها مرغ می شود و با چشمانی بسته روی زمین می نشیند در حالیکه دور خود سنگ هایی را به عنوان تخم مرغ گذاشته است.

بقیه ی بچه ها پاورچین ، پاورچین به او نزدیک می شوند و سعی می کنند بی سروصدا و یواشکی از این تخم مرغ ها بردارند . آنها باید خیلی با احتیاط این کار را انجام دهند زیرا با کوچکترین بی دقتی مرغ متوجه می شود ، چشمانش را باز می کند و آنها را می بیند . بچه ها دیگر نمی توانند دوام بیاورند و با قدقد پرسروصدا مرغ به عقب رانده می شوند. اما آنها مجبورند دوباره شانس خود را امتحان کنند .

بازی زمانی به پایان می رسد که تعداد تخم مرغ های باقی مانده زیاد نباشد .

کلاه من ، عصای من ، چتر من

در یک حرکت دسته جمعی ، همه ی بچه ها دست به دست هم می دهند . در حالی که با پای راست خود رژه را شروع می کنند ، این شعر را می خوانند :

یک، دو ، سه ، … ، ده ، کلاه من ، عصای من ، چتر من به پیش به چپ چپ ، به راست راست ، عقب گرد . و با این فرمان ، بچه ها جهت حرکت خود را تعیین می کنند و پیش می روند.شکل دیگر بازی : علاوه بر حرکت های پا می توان حرکات دیگری هم اضافه کرد مثلا با ” کلاه من ” همه سر خود را بگیرند و با ” عصای من ” حرکتی انجام دهند که گویا عصای خود را زمین می گذارند ، و با ” چتر من ” یک چتر خالی را باز کنند و به حرکت خود ادامه دهند .

سنگ پیش پا

همه ی بچه ها دست به دست هم می دهند و یک صدا می خوانند :

سنگ پیش پا

ساز پیش ما

چه درازه این راه

طرف راست درخت ، طرف چپ درخت ، روبروی ما بلوط

سنگ پیش پا

ساز پیش ما

چه درازه این راه

طرف راست بید ، طرف چپ بید ، روبه روی ما بید

طرف راست کاج ، طرف چپ کاج ، روبروی ما کاج

لورا برپا

با خواندن نوعی شعر کودکانه ، بچه ها یکی یکی حذف می شوند تا اینکه یک نفر باقی بماند و او را به عنوان مربی انتخاب می کنند .

بقیه ی بچه ها مقابل وی می نشینند . او یکی از آنها را صدا می زند و می گوید :

لورا برپا

کسی که مورد خطاب مربی قرار گرفته است ابتدا باید بگوید ، اجازه دارم ؟

وقتی به او جواب داده شد ” بله ” می تواند دستور را اجرا کند و بلند شود.

مربی می تواند از بچه ها حرکات متنوعی بخواهد مثلا بگوید لورا سه تا پرش قورباغه ای انجام بده لورا باید بپرسد : « اجازه دارم؟ »

وقتی گفته شد ” بله ” سه جست قورباغه ای می زند.

حالا ممکن است مربی به او بگوید یک بار دور گروه بدود یا حرکت دیگری از او بخواهد .در هر صورت بازیکن ابتدا باید بپرسد : « اجازه دام؟ »

اگر اجازه گرفتن را فراموش کند یا اشتباهی صورت گیرد ، خود او مربی می شود و یکی از بچه ها را انتخاب می کند .

روش دیگر بازی : در این بازی همه ی بازیکن ها دستورهای مربی را اجرا می کنند . برای مثال مربی می گوید : ” آقای لمن گفته است ” روی صندلی ها بایستید . همه ی بچه ها روی صندلی هایشان می ایستند ولی ممکن است بعد بگوید : ” حالا خم شوید . ”

هیچ کس نباید خم شود زیرا با جمله ی ” آقای لمن گفته است ” شروع نشده است .بنابراین هر کس خم شود ازبازی کنار می رود .

انتقال به نفر بعد

دو یا چند دسته با نفرات مساوی تشکیل می شوند. افراد هر گروه در صف های جداگانه پشت سرهم می ایستند . با اعلام شروع بازی ،نفر آخر هر صف بازیکن جلویی خود را هل میدهد تا نفر اول . وقتی نفر اول هل داده شود ، دوان دوان خودش را به آخر صف می رساند و نفر جلویی خود را هل می دهد تا این هل دادن دوباره به نفر اول صف برسد .

این بازی تا جایی ادامه می یابد که دوباره ترتیب ایستادن بچه ها مانند شروع بازی شود . برنده تیمی است که زودتر بازی را به پایان برساند.

شکل دیگر بازی :  شکل دیگر بازی ” مسابقه ی سینه خیز ” است که در آن نفر آخر صف ، از میان پاهای افرادی که جلوی او در صف ایستاده اند ، سینه خیز حرکت می کند تا به صف اول برسد و افراد دیگر هم به ترتیب همین کار را انجام می دهند و بازی تا جایی ادامه می یابد که همهی بچه ها از این تونل حرکت کگنند .

شکل دیگر بازی : این بازی ” پوست مار ” نام دارد . هریک از بچه ها در حالی که در صف خود ایستاده است ، به جلو خم می شود و پاهای خود را باز می کند سپس از وسط پای خود ، یک دست نفر پشت سر خود را می گیرد .

وقتی همه دست یکدیگر را به این ترتیب گرفتند ، صف عقب عقب حرکت می کند و بچه ها یکی یکی روی زمین می نشینند تا نفر اول صف که به سراغ نفر آخر می رود و او را از جای خود بلند می کند و نفر آخر هم به سراغ نفر بعدی می رود تا اینکه همه دوباره می ایستند.

یک ، دو ، سه ،

توپ دست کیه ؟

بچه ها در کنار یکدیگر و چسبیده به هم در یک صف می ایستند . یکی از آنها چند متر جلوتر از صف و پشت به دیگران می ایستد و بدون اینکه سر خود را برگرداند توپ را به طرف آنها می اندازد.

کسی که توپ را می گیرد ، می تواند آن را به کس دیگری بدهد و یا نزد خود نگه دارد و پشت سرش پنهانکند . همه ی بچه ها دست هایشان را پشت خود گرفته اند و صدا می زنند : یک ، دو ، سه ، توپ دست کیه ؟

حالا کودک جلویی بر می گردد و حدس می زند که توپ را چه کسی نگه داشته است. اگر درست حدس بزند می تواند توپ را از او بگیرد و دوباره پرتاب کند. اما اگر اشتباه کرده باشد ، بایدجای خود را به کسی بدهد که توپ را نگه داشته است .

ماساژ ضربه ای

هربار دونفر باهم این بازی را انجام می دهند . یکی از آنها به رو دراز می کشد و دیگری یک بالش روی کمر او می گذارد و از روی آن کمر ویرا ماساژ می دهد . به این ترتیب که ابتدا آهسته آهسته روی آن ضربه می زند و به آرامی شدت ضربه ها را بیشتر می کند . در هر صورت ضربه ها نباید آن قدر سنگین باشند که موجب رنجش دوستش شوند . پس از چند لحظه مربی بازی را متوقف می کند و از آنها در مورد احساسشان سوال می کند . سپس بچه ها باهم جابه جا میشوند .

من یک

بادکنک هستم

بچه ها روی زمین می نشینند و هریک خود را کاملا جمع می کند .

حال مربی تعریف می کند : تصور کن تو یک بادکنک هستی و آرام آرام باد می شوی و هربار که نفس می کشی کمی بزرگ تر می شوی . ( سکوت )

با تنفس عمیق بزرگ تر و بزرگ تر می شوی ، به زانو می نشینی و بعد برمی خیزی و می ایستی . ( سکوت۹

بعد دست های خود را باز می کنی و نشان می دهی که چه بادکنک بزرگی هستی . ( سکوت )

ناگهان این بادکنک با صدای مهیبی می ترکد . ( همه داد می زنند : بوم !)

بعد روی زمین می افتد و آرام می ماند . ( سکوت )

بعداز چند لحظه مربی پایان بازی را اعلام می کند .

پروانه

بچه ها همه روی زمین می نشینند ، مربی صحبت می کند :

تو کاملا آرام هستی و اگر بخواهی می توانی چشمان خود را ببندی . با آرامش کامل نفس می کشی و بازدم آن را بیرون می دهی . ( سکوت )

تصور کن که در چمنزاری هستی ، با هوای گرم و گل های رنگارنگ که عطرافشانی می کنند .(…)

آنجا روی یک گل ، پروانه ای نشسته است ، با بال های بزرگ و رنگی که مانند رنگین کمان می درخشند . سبک و نرم بلند می شود و آرام آرام به آسمان پر می کشد و با خیالی آسوده خود را به باد می سپارد . ( … )

به پرواز ادامه می دهد ، بالا و بالاتر ، وسیع و پردامنه ، تو آن را تماشا می کنی . ( … )

کاملا آرام هستی و زمینی که روی آن نشسته ای را احساس می کنی .

زمین را با پاهایت لمس می کنی ، ( … ) با دستانت ، ( … )

تنفس تو آرام است و یکنواخت . ( … )

 توضیحات : این سفر خیالی باید آرام و بااحتیاط به پایان برسد . هریک از بچه ها باید هروقت خودش مایل بود از جای خود بلند شود . در پایان همه ، درباره ی سفر صحبت خواهند کرد .

گلوله ی کاغذی

بچه ها همگی روی زمین نشسته اند و خودشان را کاملا جمع کرده اند . مربی شروع به تعریف می کند : تصور کن که یک گلوله ی کاغذی مچاله شده هستی و حالا آرام آرام چین و چروک خود را باز می کنی . ابتدا سر و سپس دست ها و پاهایت را باز و زمین را با بدن خود احساس می کنی . حال خودت را گسترش می دهی ، از درازا و پهنا . ( … )

مربی چند لحظه بچه ها را در اختیار خودشان می گذارد و سپس بازی را به پایان می رساند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *